افطار نزدیک است و همه عجله دارند که به خانواده‌های شان برای افطار ملحق شوند. در گیر و دار هم‌همه برای عجله به سوی خانه، بگو‌‌و مگوی دختر جوانی با فروشنده‌ی کارت اعتباری تلفن در چهار راه پل سرخ توجه‌ام را به خود جلب کرد و یادم آمد که من هم به کارت اعتباری نیاز دارم. ایستادم که حساب مشتری اولی تمام شود.

دختر خانم خطاب به فروشنده‌ می‌گوید که “ماما کمی عجله کن که وقت افطاری شده موتر می‌رود.” فروشنده با لبخند می‌گوید که “همشیره یک لحظه دیگه هم صبر کن.”

از خودم می‌پرسم چرا  یک کارت اعتباری گرفتن، این همه زمان‌بر شده؟

دقت می‌کنم که فروشنده پول که از مشتری گرفته را با پول‌های خودش با مهارت خاصی مقایسه می‌کند. پس از چند لحظه او حساب مشتری را تمام کرده و نوبت من می‌رسد.

از او می‌پرسم “ماما چرا پول‌ها را اندازه می‌کنی؟” باز هم با حوصله‌مندی و لبخند پاسخ می‌دهد که”خوار( خواهر) جان، می‌بینم که پول تقلبی نباشد و سرم چال نرود.”

نامش محمد مهدی است و از چهار سال به این سو در ساحه چهارراه پل سرخ و کارته سه، کارتِ اعتباری تلفنِ همراه می‌فروشد.

افزودن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *